در شب تیره-نیما یوشیج
در شب تیره
در شب تیره چوگوری که کند شیطانی
وندرآن دام دل افسایش را
دهد آهسته صفا
زیک و زیک ، زیک زائی
لحظه ئی نیست که بگذاردم آسوده به جا.
بال از او خیسیده
پای از او پیچیده
شده پرچینش دامّی و منش دام گشا
معرفت نیست دریغا ! دراو
(آن دل هرزه درا)
که به جای آوردم
وانهد با خود، در راه مرا
زیک و زیک، زیک زائی
لحظه ئی نیست که بگذاردم آسوده به جا.
در شب تیره چوگوری که کند شیطانی
وندرآن دام دل افسایش را
دهد آهسته صفا
زیک و زیک ، زیک زائی
لحظه ئی نیست که بگذاردم آسوده به جا.
بال از او خیسیده
پای از او پیچیده
شده پرچینش دامّی و منش دام گشا
معرفت نیست دریغا ! دراو
(آن دل هرزه درا)
که به جای آوردم
وانهد با خود، در راه مرا
زیک و زیک، زیک زائی
لحظه ئی نیست که بگذاردم آسوده به جا.
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 12:40 توسط میلاد جهانی
|