آهنگر-نیما یوشیج
آهنگر
دردرون تنگنا، با کوره اش آهنگِرِفرتوت
دست اوبرپتک
وبه فرمان عروقش دست
دائما فریاداواین ست، واین ست فریاد تلاش او:
« کی به دست من
آهن من گرم خواهد شد
و من اورا نرم خواهم دید؟
آهن سرسخت،
قد برآور، بازشو، ازهم دوتا شو، باخیال من یکی تر زندگانی کن ! »
زندگانی چه هوسناک ست، چه شیزین!
چه برومندی، دمی با زندگی آزاد بودن،
خواستن بی ترس، حرف ازخواستِن بی ترس گفتن، شاد بودن!
او به هنگامی که تا دشمن از او در بیم باشد
( آفریدگار شمشیری نخواهد بود چون )
وبه هنگامی که از هیچ آفریدگار شمشیری نمی ترسد
زاستغاثه های آنانی که درزنجیر
او کلید قفل های بسته ي زنجیرزنگ آلوده ئی را می دهد تعمیر.
برسرآن ساخته کاو راست دردست
می گذارد او (آن آهنگر)
دست مردم را به جای دست های خود.
او به آنان دست با این شیوه خواهد داد.
ساخته نا ساخته، یا ساخته ي کوچک
او، به دست کارهای بس بزرگ ابزار می بخشد
او، جهان زندگی را می دهد پرداخت !.
دردرون تنگنا، با کوره اش آهنگِرِفرتوت
دست اوبرپتک
وبه فرمان عروقش دست
دائما فریاداواین ست، واین ست فریاد تلاش او:
« کی به دست من
آهن من گرم خواهد شد
و من اورا نرم خواهم دید؟
آهن سرسخت،
قد برآور، بازشو، ازهم دوتا شو، باخیال من یکی تر زندگانی کن ! »
زندگانی چه هوسناک ست، چه شیزین!
چه برومندی، دمی با زندگی آزاد بودن،
خواستن بی ترس، حرف ازخواستِن بی ترس گفتن، شاد بودن!
او به هنگامی که تا دشمن از او در بیم باشد
( آفریدگار شمشیری نخواهد بود چون )
وبه هنگامی که از هیچ آفریدگار شمشیری نمی ترسد
زاستغاثه های آنانی که درزنجیر
او کلید قفل های بسته ي زنجیرزنگ آلوده ئی را می دهد تعمیر.
برسرآن ساخته کاو راست دردست
می گذارد او (آن آهنگر)
دست مردم را به جای دست های خود.
او به آنان دست با این شیوه خواهد داد.
ساخته نا ساخته، یا ساخته ي کوچک
او، به دست کارهای بس بزرگ ابزار می بخشد
او، جهان زندگی را می دهد پرداخت !.
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 1:35 توسط میلاد جهانی
|