میرداماد-نیما یوشیج
میرداماد
میرداماد شنیدستم من
که چوبگزید بُنِ خاک وطن
بر سرش آمد واز وی پرسید
ملک قبرکه: «من ربک؟ من»
میربگشاد دو چشم بینا
آمد از روی فضیلت به سخن:
«اسطقسی¬ست » بدوداد جواب
اسطقساتِ دگرزومتقن.
حیرت افزودش ازاین حرف، ملک
برد این واقعه پیش ذوالمَن
که « زبانِ دگراین بنده ي تو
می¬دهد پاسخ ما درمدفن.»
آفریننده بخندید وبگفت:
« توبه این بنده ي من حرف نزن
اودرآن عالم هم زنده که بود
حرف¬ها زد که نفهمیدم من.» !»
میرداماد شنیدستم من
که چوبگزید بُنِ خاک وطن
بر سرش آمد واز وی پرسید
ملک قبرکه: «من ربک؟ من»
میربگشاد دو چشم بینا
آمد از روی فضیلت به سخن:
«اسطقسی¬ست » بدوداد جواب
اسطقساتِ دگرزومتقن.
حیرت افزودش ازاین حرف، ملک
برد این واقعه پیش ذوالمَن
که « زبانِ دگراین بنده ي تو
می¬دهد پاسخ ما درمدفن.»
آفریننده بخندید وبگفت:
« توبه این بنده ي من حرف نزن
اودرآن عالم هم زنده که بود
حرف¬ها زد که نفهمیدم من.» !»
+ نوشته شده در جمعه دهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 12:48 توسط میلاد جهانی
|